تبليغاتX
خاطرات روابط عمومی ایرانی

خاطرات روابط عمومی ایرانی

بازتاب شیرین کامی یا تلخکامی های روابط عمومی ایرانی

 

شرحی می توان نوشت بر این فاجعه ای که  بر روی آن چشم فرو بسته ایم؟

کاش کاری بکنیم.

اما فاجعه ای که از آن این روزها سخن می گویند چیست؟

سپهر سلیمی،مژگان جمشیدی و  محسن تیزهوش تلاش بسیاری کرده اند تا در باره این فاجعه زیست محیطی دست به اطلاع رسانی بزنند  و بچه ها در سایت بالاترین نیز با ایجاد موضوعی داغ با عنوان همبستگي وبلاگستان در حمايت از تالاب‌هاي ايران  به این مساله توجه بیشتری نشان دادند

 در این میان سپهر با انتشار مطلبی به نقل از خبرگزاری مهر با عنوان تالاب های کشور در سراشیبی نابودی به این نکته اشاره کرده است که :

«در حالی با خطر نابودی تالاب ها و دریاچه ها مواجه هستیم که سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان متولی اصلی در نظارت و حفظ این منابع طبیعی تا کنون در اجرای تکلیف فانونی بدرستی وارد عمل نشده و این امر روند نابودی را تشدید کرده است .

از سوی دیگر بودجه هایی که تا کنون به امر رسیدگی به تالاب های کشور تخصیص داده می شود فقط محدود به امور پژوهشی  درارتباط با تالاب ها شده است.

به گفته کار شناسان محیط زیست ، از ۲۲ عنوان تالاب ثبت شده در کنوانسیون تالاب های ایران، ۷ تالاب در وضع قرمز قرار دارند و این در حالی است که اگر به این تالاب ها توجه نکنیم باید منتظر تغییرات اساسی در محیط زیست کشورمان باشیم که می تواند در زندگی ما نیز نقش اساسی ایفا کند.

طی چند سال گذشته زیان های سنگینی بر تالاب های کشور تحمیل شده است و به طور حتم با روندی که در حال حاضر در ارتباط با حفظ منابع طبیعی و محیط زیست در پیش گرفته شده خروج تالاب ها از وضعیت قرمز امری بعید به نظر می رسد.

اعمال سیاست های غلط آبرسانی ، پروژه های نفتی، احداث سدهای متعدد ، جاده سازی ، هدایت فاضلاب ها و پسماند های شهری و صنعتی و معرفی گونه های غیر بومی تقریبا تمام تالاب های بین المللی ایران را در آستانه نابودی قرار داده است.

بررسی های  کارشناسان محیط زیست نشان می دهد که بخش زیادی از تالاب های بین المللی ایران به واسطه سوء مدیریت در آستانه نابودی قرار گرفته اند.

عدم وجود برنامه آمایش سرزمین و پیاده کردن برنامه های بخشی ، سد سازی بدون توجه به اثرات مخرب آنها بر تالاب ها؛ توسعه برنامه های نفت محور در حساس ترین و شکننده ترین مناطق ساحلی – دریایی ؛ خطر نابودی پرندگان نادر و در معرض انقراض به دلیل صدور مجوز های قانوی شکار که در تناقض آشکار معیار های لازم وجودی یک تالاب بین المللی است و اجرای سیاست های آبرسانی از مناطق پرآب به کم آب کشور بدون توجه به اثرات سوء زیست محیطی بر روی تالاب ها عواملی محسوب می شوند به روند افزایش تخریب تالاب های کشور سرعت بخشیده است.»

«هر وبلاگ، یک نوشته »شاید کوچک ترین تلاش وبلاگی است از سوی بچه های مهربان وبلاگستان برای نجات تالاب های ایران از فاجعه ای دردناک که می تواند به حرکتی بزرگ برای رسیدن به این هدف تبدیل شود.

من در این زمینه تخصصی ندارم ولی نگران ام برای آینده فرزندان این سرزمین که دیگر برای نفس کشیدن هم اکسیژنی پیدا نمی کنند. همان بچه های من و شما که برای آموزش و پرورش خلاقیت ها و مهارتهای زندگی شان داریم تلاش می کنیم.

و چه مهارتی هم بالاتر از این که بچه ها برای حفظ محیط زیست خود بیشتر بکوشند.

بچه های خوب وبلاگستان را در این حرکت جمعی یاری کنیم.

دوباره در این باره خواهم نوشت.

 

+ نوشته شده در  2008/7/6ساعت 13:27  توسط کیان جوادی  | 

          تريلي سيار تئاتر كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان دور تازه‌اي از حركت ارزشمند و تأثير‌گذار خود به مناطق مختلف كشور را ارديبهشت امسال آغاز كرد تا بچه‌هاي ايراني بيش از پيش پاي تماشاي آثاري بنشينند كه براي آنها ساخته شده است.

اجراي تياتر صندوقچه مرواريد بر روي تريلي سيار كانون

          ساخت يك اثر براي مخاطب و نحوه توزيع و ارايه آن در ميان علاقه‌مندان، دو مقوله‌اي است كه همواره در بحث توليد و توزيع آثار و خدمات فرهنگي بايد مورد توجه دست‌اندركاران خلق و ارايه محصولات و خدمات فرهنگي، قرار گيرد.

         مركز تئاتر و تئاتر عروسكي كانون درپارك لاله تهران از آن مراكزي است كه اگر نگوييم نخستين مركز كانون، شايد در شمار اولين مراكزي قرار گيرد كه در نخستين سال‌هاي تأسيس اين نهاد با سابقه در ايران، كار خود را براي خلق و توليد نمايش دركشور آغاز كرد.

         حضور چهر‌ه‌ها و صاحب‌ناماني از عرصه نمايش عروسكي ايران و جهان در اين مركز تازه تولد يافته و ايجاد فضايي مناسب براي رشد و پرورش جواناني كه اكنون خود به صاحب‌نامان تئاتر و سينماي كودك ايران تبديل شده‌اند خود مؤيد ميزان تأثيري است كه اين مركز در رشد و توسعه تئاتر ايران از خود بر جاي گذاشته است.

         بي شك خاطره حضور در مركز تئاتر كانون و نشستن بر روي صندلي‌هاي آن و ديدن نمايش‌هاي كودكانه، بايگاني ذهن كودكان چند نسل مختلف را انباشته كرده است از خاطراتي شيرين و دل‌انگيز كه هرگز نيز فراموش نمي‌شود.

         از اين گذشته تأثيري كه تئاتر و تئاتر عروسكي بر پرورش خلاقيت‌هاي كودكان بر جاي مي‌گذارد و از اين راه باعث مي‌شود كودكان مهارت‌هاي زندگي را از لابلاي كلام و حركات شخصيت‌هاي نمايشي به ويژه عروسك‌ها فرا بگيرند، امروز بر هيچ كس پوشيده نيست.

         اما نكته مهم اين است كه توليد نمايش به صورت خاص و با امكاناتي قابل قبول در تهران اگر چه لازم است اما نمي‌تواند كافي باشد چرا كه ظرفيت محدود سالن‌هاي نمايشي در تهران، نخست فرصت تماشاي آن را براي بسياري از بچه‌هاي پايتخت‌نشين فراهم نمي‌آورد و از سوي ديگر كنار رفتن نمايش از صحنه و عدم نمايش آن در شهرهاي ديگر باعث مي‌شود كودكان ما در جاي جاي كشور از دسترسي به آثار نمايشي مناسب خود محروم بمانند.

         براي اين مهم، دست‌اندركاران كانون از سي و اندي سال پيش يك دستگاه تريلي مجهز به امكانات نمايشي را از كشور آلمان وارد ايران كردند تا بچه‌هاي ايراني بتوانند تماشاگر نمايش‌هاي مخصوص خود باشند.

         اين تريلي كه در زمان خود يكي از مجهزترين‌ها و پيشرفته‌ترين‌ها در نوع خود به شمار مي‌رفت در اين سال‌ها شاهد هنرنمايي بزرگان و جوانان اين عرصه بوده است كه در شهر و روستاهاي ايران شادي و نشاط را به بچه‌هاي ميهن هديه كردند.

         بسياري از چهره‌ها و گروه‌هاي نمايش‌هاي كودكان در ايران خلاصه براي يك بار هم شده سوار بر اين تريلي سيار كانون به شهرهاي مختلف سفر كرده و به نقش‌آفريني پرداختند و بخشي از شهرت و معروفيت خود را مرهون همين سفرهاي دور دراز در گوشه گوشه ايران هستند.

         در اين بين وقتي به تاريخچه فعاليت تريلي كانون نگاهي بيندازيم _ صرف نظر از زماني كه در هنگامه دفاع مقدس مردم ايران فعاليت نمايشي آن دچار وقفه شد و در قالب بيمارستاني صحرايي به رزمندگان ميهن خدمت‌رساني مي‌كرد، همواره با فراز و نشيب‌هاي بسيار همراه بوده است.

         خلاصه جريان سفر اين دوست مهربان بچه‌هاي ايران به اينجا رسيد كه ارديبهشت امسال بيش از 70هزار كودك و نوجوان در دو استان كردستان و زنجان ميزباني شايسته‌اي به جاي آوردند  و روي زمين هاي خاكي شهر و روستاي خود، نمايش «صندوقچه مرواريد» را به كارگرداني ناصر آويژه به تماشا نشستند، نمايشي شاد و آهنگين كه آن‌ها را به رعايت بهداشت دهان و دندان تشويق مي‌كند.

         استقبال بيش از اندازه و بي سابقه اين كودكان و عدد 70هزار تماشاگر[ اين عدد شايد با اجراهاي گروه در استان هاي قزوين و مركزي به بالاي 120 هزار نفر برسد]  در نگاه اول باور كردني نيست ولي مقايسه آن با ميزان اندك تماشاگران بسياري از نمايش‌هاي اجرا شده در سالن‌ها و حتي فيلم هاي نمايش داده شده بر پرده سينماها از آن رو قابل تأمل است كه چنين اتفاقي مبارك كه طي آن چنين تماشاگر انبوه و مشتاقي به تماشاي تئاتر مي نشينند همچون ديگر اخبار حوزه كودك و نوجوان متأسفانه مورد توجه كسي قرار نمي‌گيرد و رسانه‌هاي جمعي كه انبوهي و كثرت مخاطب را از ارزش‌هاي اصلي و خدشه ناپذير توليد خبر به حساب مي‌آورند باز هم به آن نشان نمي‌دهند و پوششي درخور برايش فراهم نمي‌آورند.

      براي اين منظور بايد به اين نكته هم توجه كرد كه اگر قرار بود بابت تماشاي اين نمايش‌ها زبانم لال، قراني از اين كودكان دوست داشتني و مشتاق، هزينه‌اي دريافت شود و درآمد حاصل از آن را با هزينه توليد و دستمزد فعلي دست‌اندركاران عرصه نمايش كودك مقايسه مي‌كرديم آن‌گاه گردش مالي اين اتفاق مي‌توانست شايد براي برخي رسانه‌هاي ما ارزش خبري توليد كند!

         اما خوشبختانه در طول اين سال‌ها، كساني كه اين تريلي را حركت دادند و مي‌دهند تنها و تنها لبخندي بر روي لب هاي كودكاني معصوم و محروم از امكانات فرهنگي و هنري را بر هر هدف ديگري ترجيح دادند و اگر چه به هر دليل و مشكلي آن را دير و زود كردند اما دچار سوخت و سوزش نكردند كه البته غير از اين هم نبايداز كانون انتظار داشت.

         صرف نظر از اين نكته ممكن است اين سؤال هم به ذهن خطور كند كه وقتي چنين امكاني، با استقبال بي سابقه‌اي روبرو مي‌شود چرا به فكر توسعه آن نيستيم و چرا تيغ تيز و نقادانه رسانه‌هاي جمعي_ كه عطسه هاي عصر گاهي و  نابهنگام هنرپيشه هاي خوشگل فيلم هاي عاشقانه سينما  يا فوتباليست هاي تازه به دوران رسيده براي آنها سوژه خبري است_ در كنار  توجه و پوشش دادن به چنين اتفاقي هيجان‌انگيز، چرا به طرح اين پرسش نمي پردازند كه: مانع اصلي براي راه افتادن نمونه‌هاي ديگري از اين تريلي  يا كتابخانه هاي سيار روستايي چيست ؟ و تا كي بايد كودكان ميهن چشم به راه تماشاي نمايش ‌و فيلم‌هاي مناسب خود بنشينند.

        اي كاش و اي كاش محض رضاي خدا و چشم‌هاي منتظر كودكان روستايي، طرح چنين پرسش‌ها و پاسخ گرفتن از دست‌اندركاران، بيشتر مورد توجه رسانه‌هاي جمعي و مسؤولان فرهنگي كشور به ويژه مسؤولان كانون قرار مي‌گرفت آن وقت ديگر مطمئن باشيد كودكي براي دسترسي به كتابي، تماشاي فيلم يا نمايشي، يا حضور در مكاني فرهنگي مناسب سن و سال و نياز هاي خود هرگز محروم نمي‌ماند.

         اكنون و در پس همه اين سخن‌ها و گفتن‌ها و نگفتن‌ها، اين تريلي روز 4 تير«صندوقچه  مرواريد»ش را در قزوين گشود و پس از آن هم نمايش «ماهي» به كارگرداني محسن ايمان‌خاني را در روزهاي 5 تا 9 تير به استان مركزي مي‌برد با اين اميد كه چرخ‌هاي اين تريلي نشاط‌آور و شادي‌آفرين هميشه براي كودكان ايران بچرخد و هيچ‌گاه رنگ پنجري به خود نگيرد.


اين نوشته با كمي تغيير در روزنامه شاپرك (شماره ۱۴۲۲) ويژه نامه كودك و نوجوان روزنامه سراسري آفرينش در روز ۴ تير ماه ۱۳۸۷ شماره ۳۰۷۲ منتشر شده است.

عكس ها و خبرهاي حضور تريلي سيار در كردستان و استقبال بي سابقه كوذكان اين استان را اينجا و اينجا و اينجا و اينجا ببينيد.

اين مطالب را هم بخوانيد:

انتظار طولاني كودكان روستايي براي رسيدن كتابخانه سيار/ نوشته اي از خودم

پس از استقبال 70 هزار نفري كودكان كردستاني و زنجاني
تريلي سيار كانون، صندوقچه مرواريد را به قزوين مي‌برد

  تريلي سيار كانون، صندوقچه مرواريد را به كردستان برد

تريلي سيار كانون نمايش گل باقالي و فرزند نمونه را به ايلام مي‌برد

تريلي سيار كانون نمايش بچه‎هاي ايران را به كرمانشاه برد

 

+ نوشته شده در  2008/6/24ساعت 17:27  توسط کیان جوادی  |