تبليغاتX
خاطرات روابط عمومی ایرانی

خاطرات روابط عمومی ایرانی

بازتاب شیرین کامی یا تلخکامی های روابط عمومی ایرانی

اااا
 جشنواره علمی وسمپوزیوم بین المللی تحقیقات علمی و مطالعات افکار عمومی در روابط عمومی، این عنوان بلند برنامه ای است که امروز به لطف آقای مدیر با تعدادی از همکاران کارشناس روابط عمومی در آن شرکت کردیم.
بالاخره پس از مدت ها قرار شد پای چند تا سخنرانی بشینیم و  بردانسته هایمان در جریان یک همایش علمی بیفزاییم اتفاقی که پیش از این از عهده جیب خالی آن کارشناسان روابط عمومی ایرانی بر نمی آمد.
حال بگذریم که با تاکید آقای مدیر صبح اول وقت قرار بود در سالن رازی حضور پیدا کنیم ولی اشتباها به سالن اجلاس سران رفتم تنها تماس اول وقت او برای بررسی این موضوع که آیا کارمندان وجدان کاری در این همایش حاضر شده اند  مرا به خود آورد که پسر اونجا چی کار می کنی؟  تو الان باید تو سالن رازی باشی
جشنواره علمی اسمش بلنده  مطابق معمول با ساعتی تاخیر با سخنرانی یک مسوول_ معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد_ آغاز شد و با اهداء جوایز روابط عمومی های پولدار که در زمینه تحقیقات همیشه موفق اند ادامه پیدا کرد.
فروزفر پیش کسوت روابط عمومی و مجری برنامه به احترام در گذشتگان سانحه هوایی از جمع خواست یک دقیقه به احترام همکاران عزیزمان که در این فاجعه جانگداز رخت از جهان بسته اند سکوت کنند این سکوت تنها لحظاتی بعد توسط یکی از حاضران با  فریاد الفاتحه مع الصلوات شکسته شد.
آقای معاون صبح به سخنرانی پرداخت و ما  و شرکت کنندگان جشنواره ای را حسابی با وظایفشان در روابط عمومی آشنا کرد.
سپس با استقرار هیات رئیسه در جایگاه به رهبری ناصر بزرگمهر  ، چارلز وندر استراتن ویلت رئیس انجمن بین المللی روابط عمومی(ایپرا) با موضوع تحلیل افکار عمومی و ارتباطات راهبردی در روابط عمومی سخنرانی کرد در حالی که من در بیرون از سالن مشغول برقرار کردن یک ارتباط رسانه ای برای یک برنامه رادیویی بودم ولی بعدا دوستانم گفتند بابا بی خیال.
پذیرایی از بخش ها ی جالب این برنامه بود که با استقبال شرکت کنندگان روبرو شد و در اندک زمانی نه از تاک نشان ماند ونه از...
 پروفسور علی اکبر فرهنگی استاد برجسته ایرانی  اول قرار بود که سخنرانی کند ولی چون نیامد به وقت دیگری موکول شد.
 اما سخنرانی توماس آچلیس رئیس آلمانی کنفدراسیون اروپایی روابط عمومی با موضوع شرط اصلی برای تصویر سازی توسط روابط عمومی از سخنرانی های صبح اول برگزاری جشنواره بود که با تحسین و تشویق پیاپی حاضران مواجه شد.
 او که استاد دانشگاه مونیخ است با صداقت و صراحتی عجیب می گفت پیش از آمدن به ایران تصویری از آن در ذهن داشته که اکنون 180 درجه تغییر کرده است.
 وی سپس به نتایج چند تحقیق و نظر سنجی که او در میان دانشجویانش انجام داده است تا میزان آشنایی آنان با ایران را بسنجد و تصویری که در ذهن آنان است پی ببرد اشاره کرد.
 تایج این تحقیقات خیلی هم عجیب نبود بیشتر آنان گفته بودند نمی دانیم نمی شناسیم احساس خوشایندی نداریم و در ایران حکومتی مذهبی و غیر قابل انعطاف وجود دارد که از تروریسم و خشونت حمایت می کند و قس علیهذا
 آچلیس سپید موی گفت به هر حال این تصویر غلط یا درست در ذهن جهانیان نقش بسته است. او جمع را مورد خطاب قرار داد و پرسید چه کسی باید این تصویر را تغییر دهد؟ بیشتر پاسخ دهندگان گفتند دولت و او سری تکان داد  و انگشت اشاره اش را به سوی جمعیت گرفت و گفت خیر شما.
 رئیس کنفدراسیون اروپایی روابط عمومی توضیح داد که هرکدام از شما یک سفیر فرهنگی هستید که می توانید با برقراری یک ارتباط صحیح این تصویر را تغییر دهید.
 سخنان شفاف و بی پرده او که با نمایش اسلایدهایی از بریده برخی روزنامه های مشهور جهان بر علیه ایران همراه بود با واکنش یکی از حاضران روبرو شد که از هیات رئیسه می خواست پاسخ دهند ناصر بزرگمهر هم شاعرانه، تاریخ این مملکت کهن را با بیانی حماسی برای میهمانان خارجی تشریح کرد و از محبت و دوستی و لبخند ایرانی سخن گفت وفردوسی طوسی را مایه ای برای این تفاخر قرار داد.
 دفاعی که به  بحث های بسیاری در میان جمع  دامن زد و خیلی هامعتقد بودند او می توانست از ایران بهتر دفاع کند یک خانم محجبه هم از بی تعصبی و کاهش میزان عرق ملی در میان این جماعت روابط عمومی گله می کرد.
 پس از استراحت نیم روزی که با بخش بسیار جذاب جوجه  درمانی همراه بود برنامه بعد از ظهر با استقرار هیات رئیسه دوم آغاز شد ما که آخر نفهمیدیم این هیات رئیسه ها جز نشستن و تایید سخنان سخنرانان چه کاری انجام می دهند.
 جالب ترین سخنرانی بعد از ظهر همان اولین سخنرانی بود که توسط خانم سوولستن هولم عضو انگلیسی انجمن تحقیقات و آموزش روابط عمومی اروپا ایراد شد.
 موضوع سخنرانی او کاربرد تحقیق برای ایجاد ارتباط دوسویه با گروه های اجتماعی و تغییر در استراتژی های ارتباطی روابط عمومی بود.
 وی از مسوولیت های اجتماعی و اخلاقی شرکت ها  گفت و اشاره کرد که بی توجهی برخی از شرکت های بزرگ به این مسایل اخلاقی باعث کاهش فروش آنان شده است.
 او ادامه داد وقتی به این مسایل پایبندی نشان دهید دیگر نمی توانید سیاست هایی را پی ریزی کنید که به محیط زیست لطمه بزند.
 وی افزود موضوع اصلی بسیاری از کنفرانس های روابط عمومی در اروپا همین موضوع توجه به مسوولیت های اجتماعی است و آنها به این موضوع بینهایت بها می دهند.
 خانم هولم سپس از تلاشهای یک بانک صاحب نام انگلیسی برای افزایش مشتری و حفظ خود در میان رقیبانش با استفاده از یک نظر سنجی وسیع با شرکت 30 هزار نفر اشاره کرد که طی آن از مشتریان سوال شده بود شما مایلید پول شما را به چه کسی ندهیم؟و وقتی پولتان را به ما می سپارید چه چیز هایی بیشتر نگرانتان می کند؟
 عضو انگلیسی انجمن تحقیقات و آموزش روابط عمومی اروپا سپس نتایج این افکار سنجی را بازگو کرد که بر اساس آن بسیاری از پرسش شوندگان در حد 80 یا 90 درصد گفته بودند مایل نیستیم این پول صرف بهره کشی ا ز حیوانات ، آلوده کردن رودخانه ها ، تجارت غیر منصفانه ،و تجارت تنباکو، سیگار و پوست شود.
 او با تاکید بر این موضوع که اخلاقیات فوق قانون است موفقیت های این شرکت را که اکنون چهار برابر بزرگتر شده است و مشتریان بیشتری پیدا کرده است را نشات گرفته از توجه مدیران آن به خواسته های مشتریان دانست.
 خانم هولم صحبتهایش را با این جمله ها پایان داد که: مسولیت اجتماعی یک فرصت استراتژیک است که با به وجود آوردن فرصت کسب و کار تهدید ها را کاهش می دهد.
 واقعا چقدر به این مسوولیت اجتماعی و اخلاقی در شرکت ها نیازمندیم  بخصوص وقتی که با چرخاندن سرمان حتی در محیط نمایشگاهی که در حاشیه جشنواره برپا شده به ترکیب برخی از حاضران نگاه می کنیم .آخ بابا به دادمون برسید که مسولیت اجتماعی دارد فوران می کند در این پژو 405 .
 خانم جین هاماند رییس مرکز آموزش  روابط عمومی لندن نیز روشهای علمی تحلیل رسانه و نحوه کمک به اثر بخشی روابط عمومی را برای حاضران باز گو کرد.
 او با شرو عی خوب ازتاریخچه یک موسسه انگلیسی که از سال 1851 به عنوان اولین دفتر رسانه ای در آن کشور شروع به کار کرد سخن گفت و بیشتر به این موضوع پرداخت که از این بریده جراید باید برای فهم و درک خواسته های مخاطبین بهره برد.
 وی افزود: اهداف سازمانی باید قابل اندازه گیری باشد موضوعی که خیلی ها آن را فراموش می کنندو یک روابط عمومی کارآمد بایددر تحقیقاتش این اهداف را به صورت مدون و تحلیل شده پیش رو داشته باشد.
 خانم هاماند به این موضوع هم اشاره کرد: ارتباطات و پوششهای رسانه ای به عنوان یک نهاد نباید دیده شود بلکه به عنوان یک راهبرد باید در پشت صحنه راهبری کند.
 وی سپس گفت باید بدانیم که چه پیامهایی را باید از از طریق چه رسانه ای به مخاطب برسانیم و برای این منظور چقدر هزینه کنیم.
 او مثال می زد که نهار های کاری یک کارشناس روابط عمومی در محل کارش با خبرنگاران تا چه حد بر آشنایی خبرنگاران با سازمان افزوده و حجم اخبار آنان را افزیش داده است.
  این سخنرانی خیلی چنگی به دل نزد.
 آخرین سخنران روز 20 آذر 1384 آقای پل هورسل بود که به عنوان عضو نروژی انجمن تحقیقات و آموزش روابط عمومی اروپا  با موضوع شیوه های علمی و کاربردی مبتنی بر تحقیق در مدیریت روابط عمومی و ارزیابی آن سخنرانی کرد.
 ما که نفهمیدیم چی گفت آقا فقط همان دانسته های دانشجویان سال اولی روابط عمومی را دوباره یاد آوری کرد.
 مهمترین فراز صحبتش این بود که اهداف سازمانی تا وقتی که قابل انتقال به افکار عمومی نباشد نشان می دهد که روابط عمومی کار خودش را انجام نداده است و متاسفانه ما به آن سطح نرسیده ایم که تفاوت یک بازاریاب با مدیر روابط عمومی چیست؟
 برنامه های روز اول هم با این سخنرانی پایان یافت در حالی که بقول دکتر شکرخواه که هفته گذشته میهمان غرفه روابط عمومی الکترونیک بود دسترسی به بسیاری از این مقاله ها با قیمت ارزان تری امکان پذیر است و صرف ده ها میلیون تومان برای دعوت از این میهمانان و خواندن این مقاله  ها تا وقتی که با  آسیب شناسی روابط عمومی ایران همراه نباشد چندان مفید فایده به نظر نمی رسد.
 سخنرانی های امروز که فکر نمی کنم به درد این روابط عمومی نحیف ایران بخورد .فردا از روز دوم این جشنواره گزارش می دهم.

 

+ نوشته شده در  2005/12/11ساعت 21:1  توسط کیان جوادی  | 

 

 

می آیند و می روند، کنار درب مسجد ایستاده ایم و به چهره کسانی خیره می شویم که دستهای ما را صمیمانه می فشارند و صورت در صورت واژه هایی را بر زبان جاری می کنند که شاید تسلایی باشد بر زخمی که جانمان را عمیق وکاری خراشیده است.

کنارم می آید و دهانش را به گوشم نزدیک می کند و می گوید او را به خواب دیده است که می گفته عباس من مریض بودم و خیلی وقت است که با بچه ها دور هم جمع نشده ایم ، حالا که خوب شدم یک برنامه ای بگذارید که با هم باشیم.

عباس عطاری از دوستان و یاران قدیمی ، همرزمان و هم دانشگاهی های برادرم مهندس بیژن جوادی بود که با چشمی اشک بار خاطراتش را یاد آوری می کرد و می گفت: او وقتی زنده بود همیشه بچه ها را دور هم جمع می کرد حالا هم که رفته است باز به فکر جمع کردن بچه ها است، بچه هایی که دیگر گذر زمان آنان را از جوانانی پر شور و دانشجویانی فعال به مدیران و صنعت گرانی با تجربه تبدیل کرده است.

این مقدمه هم آوردن بهانه است برای تاخیر در بروز کردن وبلاگم و هم ادای دینی است به برادری که طی سالهای زندگی در کنار او  و در محیط های کاری از او بسیار آموخته ام و رفتارهای ارتباطی و اجتماعی و رسانه ای وی که خود دست اندر کار برپایی کنفرانس ها ، همایش های علمی و فعالیت های فرهنگی و اجتماعی بود را به عنوان نخستین سرمشق هایم در دفتر زندگی و فعالیت های کاریم ثبت کرده ام.

روز 22 مهر ماه 1384 زنده یاد مهندس بیژن جوادی از فعالان عرصه های فرهنگی و اجتماعی دانشگاه های کشور در دهه 60 و اوایل دهه 70 پس از تحمل 10 سال بیماری سخت و کمر شکن مرغ جانش به آستان جانان پیوست.

او متولد سال 1344 در شهر قزوین بود در سال 1363 در رشته مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف در مقطع کارشناسی در کنکور سراسری پذیرفته  شد و در مقطع کارشناسی ارشد نیز دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی در همان رشته بود.

مهندس جوادی از وسعت دانش وا طلاعات علمی بالایی برخوردار بود به نحوی که در سالهای پایانی دبیرستان در دو مسابقه مشهور تلویزیونی آن روز ها به نام یک مسابقه سی سوال و نامها و نشانه ها شرکت کرد و در هردو آن رقابت ها به فینال راه یافت.

او در سالهای  تحصیل در دانشگاه از جمله فعالان عرصه های فرهنگی و اجتماعی دانشگاه شریف بود که برپایی سه همایش بررسی مسایل و مشکلات نسل جوان به همراه تعدادی از دانشجویان آن دانشگاه از آن جمله است.

همایش هایی که در سالهای 1367 و 1368 با محتوایی کلیشه شکن _در آن مقطع_ به طرح و برجسته کردن مسایل و مشکلات این قشر پایه در جامعه و در میان مسولان کشور پرداخت تلاشی که بعد ها از راست مهندس محمد ميرزايي-دكتر سليمي-مهندس جوادي و دكتر ميرباقري در همايش نسل جوانتوسط دکتر میر باقری (یکی از سخرانان آن همایش) و تعدادی از دست اندرکاران آن، زمینه ساز ایجاد شورای جوانان ، مرکز ملی جوانان و در نهایت سازمان ملی جوانان شد.

وی در عرصه های علمی نیز فعالیت های مستمر و تاثیر گذاری داشت که از جمله می توان به برپایی همای دانشجویی مهندسی صنایع که نخستین  آن در دانشگاه شریف برگزار شد اشاره کرد که مهندس بیژن جوادی از جمله مبتکران و طراحان اصلی برگزاری این همایش به شمار می رفت که دبیری همان همایش نیز بر عهده او بود.

همایشی که همه ساله در یکی از دانشگاه های کشور برگزار می شود.

همکاری در راه اندازی مجله صنایع دانشگاه شریف و نشریه دانشجویی و موفق نقطه سر خط، عضویت در هیات مدیره موسسه آفرینش دانشگاه آزاد اسلامی با حکم رییس دانشگاه _همان موسسه ای که نشریه فرهنگ آفرینش را منتشر می کرد که بعد ها به فرهیختگان تغییر نام یافت_ و مدیریت چند شرکت صنعتی از دیگر فعالیت های او به شمار می رفت.

مهندس بیژن جوادی بیش از دو سال در جبهه های دفاع از خاک پاک ایران نیز حضوری فعال داشت.

او از سال 1373 با ظهور علایم یک بیماری ناشناخته به بستر بیماری رفت در حالی که هم چنان تلاش می کرد به فعالیت های خود، ثبت خاطراتش از جبهه و دانشگاه و نگارش واژه نامه تخصصی مهندسی صنایع ادامه دهد.

این بیماری تا 22 مهر ماه امسال ادامه داشت تا این که روح بلند و بی قرارش قفس تن خاکی و خسته اش را شکافت و به آغوش معبودش شتافت در حالی که خاطره مهربانی ، خوبی و تلاش های علمی ، فرهنگی و اجتماعی اش هرگز از ذهن خانواده، دوستان ، همکاران و هم رزمانش زدوده نخواهد شد.

نامش بلند و یادش همواره در لحظه ها جاری.

 

+ نوشته شده در  2005/12/3ساعت 10:19  توسط کیان جوادی  |